۱۳۹۳/۰۱/۲۰

خاطرات سفر یک دختر آمریکایی به ایران

 خاطرات سفر یک دختر آمریکایی به ایران

www.heartmybackpack.com
سیلویا
اسم من سیلویا است. ۲۵ ساله هستم و در ورستر آمریکا زندگی می‌کنم. سه سال گذشته را در سفر در کشورهای مختلف آسیایی گذرانده‌ام. من سفر کردن را دوست دارم و در مجموع در ۷ کشور زندگی کرده‌ام و ۵۰ کشور در ۵ قاره جهان را دیده‌ام.
امیدوارم از خواندن وبلاگم در سفر به ایران لذت ببرید.
بازنشر و ترجمه - ویژه خبرنامه گویا
هیچگاه به اندازه زمانیکه تصمیم گرفتم دو هفته به ایران سفر کنم از اطرافیانم نظر درباره تصمیمم نشنیدم. به نظر می‌رسید همه در این زمینه حرفی برای گفتن دارند. پاسخ آنها از "عالیه. اگه من پاسپورت آمریکایی نداشتم حتمن باهات می‌اومدم." تا "تنها داری می ری اونجا؟ دوست داری چه جوری بمیری؟" و حرف‌های رک عموی سفر کرده ام که گفت: "ایران جای خوبی نیست. به جایش برو یونان." متغیر بود.
حتی دوست یکی از دوستانم در فیسبوک مطلبی درباره برنامه سفرم نوشته بود و گفته بود که من یا خیلی شجاعم یا خیلی خام و نادان. در آخر نوشته‌اش اراده من را در به خطر انداختن خودم برای تجربه کردن جایی با تبعیض جنسی واقعی تحسین کرده است. به نظر خودش نوشته‌اش اظهار نظری فمینیستی درباره زن بودن در آمریکاست.
چی؟ متاسفم که نا‌امیدتان می‌کنم اما من واقعا می‌خواهم ایران را ببینم
منظورم این است که ایران صاحب یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های جهان است. ۱۳ مکان ثبت شده به عنوان میراث جهان یونسکو در این کشور وجود دارد. مناظر طبیعی زیبایی از جنگل‌های بارانی انبوه گرفته تا کوهستان‌های برفی و آبگیر‌های صحرایی دارد. علاوه بر این بسیاری از مسافرانی که من در آسیای مرکزی دیدم از ایران تعریف می‌کردند. مردم مهمان‌نواز، غذاهای لذیذ و مناطق تاریخی - چطور می‌توانستم ایران را در برنامه سفرم قرار ندهم؟
خوب، آیا آمدن به اینجا تصمیم درستی بود؟
الان یک هفته و نیم است که در ایران هستم و مانند اکثر جاهایی که دیدم با آنچه فکر می‌کردم تفاوت داشت. من این متن را در آپارتمان دوست جدیدم رعنا می‌نویسم. ما با لیوان‌های چای داغمان کنار هم نشسته‌ایم و به صدای بلند انفجارهایی که در خیابان رخ می‌دهد گوش می‌کنیم. هر چند دقیقه نور انفجاری بزرگ آپارتمان مان را روشن می‌کند و ما با ترس و وحشت به یکدیگر نگاه می‌کنیم.
sylivaIrantripOne1.jpg
sylivaIrantripOne2.jpg
با شما هستم! این سال نوی ایرانی است! بخشی از جشن‌های سال نو که بزرگترین جشن در ایران است و شامل مراسم و سنت‌های زرتشتی می‌شود که قدمتی ۳۰۰۰ ساله در ایران دارد. در آخرین سه شنبه سال خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند و آتش درست می‌کنند، دور آن می‌چرخند و از روی آن می‌پرند ترقه بازی می‌کنند و فشفشه به آسمان می‌فرستند و همه اینها با رقص و آواز همراه است.
sylivaIrantripOne3.jpg
sylivaIrantripOne5.jpg
sylivaIrantripOne6.jpg
چند ساعت پیش، عصر سه‌شنبه وقتی همه روی پشت بام آپارتمان جمع شده بودیم برادر رعنا به شوخی به من گفت که این احتمالا کابوس آمریکایی‌ها درباره ایران است.
"اگر دوستانت می‌توانستند الان تو را ببینند که در تهران هستی و با آتش و انفجار احاطه شده‌ای چه فکری می‌کردند؟ شاید آنها فکر می‌کنند که همیشه ایران همین طور است؟"
مسلما او داشت شوخی می‌کرد اما حقیقتی غم‌انگیز در حرف‌های او بود.
یکی از اولین چیزهایی که مردم اینجا همیشه از من می‌پرسند این است: "قبل از اینکه به ایران بیایی چه تصویری از این کشور داشتی؟"
اولین میزبانان من در تهران که از طریق سایت couchsurfing آنها را پیدا کرده بودم یک دانشجوی جوان دکترا و هم‌اتاقی‌اش بودند. آنها گفتند که از میزبانی یک دختر آمریکایی بسیار خوشحال بودند و امیدوار بودند که توریست‌های بیشتری برای دیدن ایران بیایند. آنها بی‌نهایت میهمان نواز و خونگرم بودند. برایم غذاهای ایرانی درست می‌کردند و سوالاتی بی‌پایان درباره نظر آمریکا و خارجی‌ها را درباره ایران می‌پرسیدند.
رعنا، دختری که از طریق couchsurfing با او آشنا شدم و مرا به ناهار دعوت کرد نیز بسیار درباره خارجی‌هایی که به ایران سفر می‌کنند کنجکاو بود. او به من توضیح داد که ایرانی‌ها لزوما حکومتشان را دوست ندارند ولی در عین حال کشورشان را دوست دارند و می‌خواهند مهمانانشان از سفر به اینجا لذت ببرند.
دوست داشتم می‌توانستم به او بگویم که آمریکایی‌ها علاقه‌مندند به ایران سفر کنند و همگی درک می‌کنند که تفاوت بزرگی بین مردم ایران و حکومت ایران وجود دارد. اما این حرف من احتمالا دروغ می بود. اکثر کسانیکه که با آنها درباره برنامه سفر صحبت کرده بودم به من هشدار داده بودند و بعضی از آنها حتی سعی کردند مرا از سفر به ایران - آن هم به تنهایی - منصرف کنند.
واقعیت این است که من از زمان ورودم به ایران اصلا احساس تنهایی نکرده‌ام. مامور پذیرش اولین هتلی که در آن بودم با من مانند دخترش رفتار کرد. با من صبحانه و ناهار می‌خورد و جاهای دیدنی را به من پیشنهاد می‌کرد. میزبانان couchsurfing مانند خوهران بزرگتر دوست داشتنی با من رفتار می‌کردند و مرتب درباره مذهب و سیاست و سریال لاست و طلاق جنیفر لوپز صحبت می‌کردند( من هیچ ایده‌ای درباره این موضوعات نداشتم.) رعنا مرا به خواهری خود پذیرفت. مرا به ناهار دعوت کرد. چند روز را با خانواده‌اش در تهران گذارندم و سپس همراه او به اصفهان رفتم.
sylivaIrantripOne4.jpg
sylivaIrantripOne7.jpg
sylivaIrantripOne8.jpg
شاید مسافرت تنها در ایران خطرناک باشد ولی برای من هیچ مشکلی بوجود نیامده‌است. حتی آب شیر هم اینجا قابل آشامیدن است. زمان‌هایی بوده که مانند هر شهر دیگری تنها در خیابان راه می‌رفتم و مردی به شکل غیر معمول در نزدیکی من قدم می‌زد. فارغ از اینکه خطر فقط در خیال من بوده یا نه تنها کاری که لازم بود بکنم این بود که کنار زن دیگری راه بروم و سپس آن مرد ناپدید می‌شد. چیز ترسناکی است ایران!!
تا کنون تجربه من در ایران خونگرمی و مهمان نوازی بوده است و غذای واقعا عالی. چند ساعت دیگر من و رعنا می‌خواهیم به سمت مریوان حرکت کنیم. یک شهر کوچک کردنشین در نزدیکی مرز عراق. بنابراین احتمالا اتفاقات عجیبی در آنجا رخ خواهد داد که من می‌توانم برایتان تعریف کنم.(شوخی می‌کنم! کردستان واقعا امن است.)
ادامه دارد...

تصاویر: بازی ترور موسوی و کروبی

نکته قابل توجه در بازی ضد فتنه « بازگشت مختار » توجه به عوامل اصلی
پایگاه هنر ناب اسلامی نوشت:

در بازی ضد استکباری « بازگشت مختار » (Return ofMokhtar) که با سبک بازی های اول شخص ساخته شده است، شما با نمادهای فتنه و استکبار مبارزه می کنید و به قول سازنده بازی، یعنی وبلاگ نفوذی: « در این بازی همانند مختار از دشمنان انقلاب اسلامی انتقام خواهید گرفت. »
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه هنر ناب اسلامی بازی بازگشت مختار توسط وبلاگ نفوذی طراحی و تولید شده است. نفوذی پیش از این نیز بازی بسیار ساده تری به نام « جدال با فتنه گران» در خصوص مقابله با فتنه تولید کرده بود.
در این بازی شما با عبور از گذرگاه ها و شلیک به چهره سران فتنه از قبیل میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی چهره شیطانی آن ها را برملا می کنید. باید مراقب باشید که این شیاطین و دسیسه هایشان از بصیرت شما کم نکنند.
نکته قابل توجه در بازی ضد فتنه « بازگشت مختار » توجه به عوامل اصلی و گردانندگان و هادیان حقیقی فتنه یعنی استکبار جهانی و دشمنانی چون آمریکا ، انگلیس و رژیم غاصب صهیونیستی اسرائیل است که باید نمادهای آن ها را نیز منهدم کنید.
همچنین استفاده از نمادهای برخی دیگر فتنه گران از قبیل مهدی هاشمی فراری و زهرا رهنورد و همچنین شنیده شدن شعارهایی ضد سران فتنه در گذرگاه های گوناگون بازی از ویژگی های دیگر این بازی است.
عبور از تالار افتخارات حماسه های ملی مردمان ایران اسلامی در 9 دی و 22 بهمن 88 که ضربه سختی بر دهان استکبار بود و انتقام محکمی از جریان فتنه بود بخش دیگری از بازی است.
طراح بازی به مطلب نیز اشاره دارد:
- از آنجا که این بازی از طریق اینترنت منتشر می شود اصلی ترین محدودیت در طراحی حجم بازی بود ، لذا به منظور جلوگیری از افزایش حجم ، بازی به صورت یک مرحله ای و خلاصه شده طراحی شده است.

- کسانی که ما را به دلیل انجام چنین کارهایی به خشونت طلبی متهم می نمایند بداند که این کارها تنها قطره ای از خشم انقلابی ملت ایران است که در فضای سایبر نمود پیدا کرده است.

۱۳۹۳/۰۱/۱۸

آقایان! مردم را به خودتان نخندانید

آقایان! مردم را به خودتان نخندانید


درباره موضوع اول که بدعتی جدید در تاریخ بشریت است(!) باید گفت که آیا مجلسیان که مثلاً مردان قانون هستند ، معتقدند اگر دو شهروند که با یکدیگر رابطه دوستی شخصی دارند، عید دیدنی داشته باشند ، باید بروند در مجلس جواب پس بدهند؟!

عصرایران ؛ جعفر محمدی - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بار دیگر مورد عتاب و خطاب مجلسیان قرار گرفته و قرار است برای ادای توضیحات ، به مجلس برود.
علتش اما خیلی بامزه است:
- چرا با سید محمد خاتمی دیدار کردی؟مجلس
- چرا با نشریات ارزشی برخورد کردی؟

درباره موضوع اول که بدعتی جدید در تاریخ بشریت است(!) باید گفت که آیا مجلسیان که مثلاً مردان قانون هستند ، معتقدند اگر دو شهروند که با یکدیگر رابطه دوستی شخصی دارند، عید دیدنی داشته باشند ، باید بروند در مجلس جواب پس بدهند؟!
وانگهی مگر خاتمی 8 سال رئیس جمهوراین کشور نبود و هم اکنون نیز به عنوان یک شهروند عادی که هیچ حکمی علیه وی وجود ندارد، در همین مملکت زندگی نمی کند؟! آیا دیدار با رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران، جرم است؟

واقعاً نمایندگانی که وزیر ارشاد را به این جرم(!) ، احضار کرده اند ، در چه فضایی سیر و تنفس می کنند؟ وظیفه این ها ، رسیدگی به دردهای مردم است یا تعقیب این که چه کسی به عید دیدنی چه کسی رفت؟ آیا این ها کار مهم تری در خانه ملت ندارند؟ یعنی این قدر بیکارند؟!

اما درباره برخورد با نشریات نیز مردان قانون گویا نمی دانند که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، رأساً برخورد نمی کند بلکه این هیأت نظارت بر مطبوعات است که درباره رسانه ها تصمیم می گیرد؛ هیأت هم متشکل از نمایندگانی از دستگاه های مختلف از جمله خود مجلس شورای اسلامی است.

وانگهی اگر منظور از رسانه های ارزشی ، آن دو هفته نامه ای هستند که مدام دروغ می نوشتند و مصوبات شورای عالی امنیت ملی را رسماً و علناً زیر پا می گذاشتند، واقعاً باید تأسف خورد به حال نمایندگانی که دروغ پردازی های مکرر و قانون شکنی های مداوم را "ارزشی" می دانند؟! دروغ و قانون شکنی ، کجایش کار ارزشی است؟!

البته ما در همان موقع که این دو رسانه توقیف شدند، انتقاد کردیم و گفتیم بگذارید این طیف هم ، بتواند حرفش را بزند و چهره واقعی اش را نمایان کند.
اما این که یک عده نماینده ناآگاه به ترتیبات نظارت بر مطبوعات ، همه اعضای هیات نظارت بر مطبوعات از جمله نمایندگان قوه قضاییه ، مجلس و حوزه علمیه را وانهند و به کسی که از بین 7 نفر عضو هیات ، تنها یک نماینده دارد، بتازند، تنها یک سیاسی کاری است و لاغیر.

به مجلسیان توصیه اکید و دلسوزانه می شود این دو سال پایانی کارشان را به جبران خطاهای نیمه اول نمایندگی شان بپردازند و فرصت محدود خدمت را با این گونه سیاسی کاری ها هدر ندهند و مردم را به خود نخندانند.

۱۳۹۳/۰۱/۱۷

زندگینامه فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود پس از گذراندن دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی برای آموزش نقاشی به هنرستان نقاشی رفت در 16 سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت کرد
اما پس از یکی دو سال از هم جدا شدند
در سال 1337 در سن 22 سالگی به کارهای سینمایی روی آورد و در شرکت گلستان فیلم به کار پرداخت
در سال 1338 برای بررسی و مطالعه ساخت فیلم به انگلستان رفت در طی فعالیت سینمایی خود چندین فیلم ساخت و در یک فیلم و نمایش بازی کرد در این زمینه فیلم خانه سیاه است که در باره جذامیان جذامخانه ای اطراف تبریز می پرداخت برنده بهترین فیلم مستند در سال 1342 شد در سال 1345 برای شرکت در دومین فستیوال پژارو به ایتالیا سفر کرد
فروغ سر انجام در سال 1345 در سن 33 سالگی در اوج شکفتگی استعداد شاعرانه اش به هنگام رانندگی بر اثر یک تصادف جان سپرد وی را در گورستان ظهیرالدوله تهران به خک سپردند
از او پسری به نام کامیار شاپور به یادگار مانده است
 
    فروغ فرخزاد به همراه فرزند خوانده‌اش «حسین منصوری»
   

گفتم:خدایاازهمه دلگیرم

گفتم:خدایاازهمه دلگیرم
 
گفتم:خدایاازهمه دلگیرم
گفت: حتی ازمن؟
گفتم خدایا دلم را ربودند
گفت:پیش از من؟
گفتم :خدایا چقدر دوری
گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایاتنهاترینم
گفت:پس من؟
 
گفتم:خدایا کمک خواستم
گفت:از غیر من !؟
گفتم :خدایا دوستت دارم
گفت:بیش ازمن؟
 

 

وقتی عشقت تنهات گذاشت


وقتی عشقت تنهات گذاشت

 
 نگران خودت نباش که بدون اون چیکار می کنی
 شرمنده دلت باش که یک باره دیگه بهت اعتماد کرد
 
دوستت دارم ؛
نه به خاطر شخصيت تو ؛
بلکه به خاطر شخصيتی که در هنگام با تو بودن پيدا می کنم
 

بگذر از نی من حکایت میکنم

بگذر از نی من حکایت میکنم
 

 
بگذر از نی من حکایت میکنم
 
وز جدایی ها شکایت میکنم
 
نی کجا این نکته ها آموخته؟
 
نی کجا داند نیستان سوخته؟
 
بشنو از من بهترین راوی منم
 
راست خواهی...هم نی و هم نی زنم
 
نشنو از نی ، نی حصاری بیش نیست

بشنو از دل ، دل حریم دلبریست

نی چو سوزد خار و خاکستر شود

دل چو سوزد خانه ی دلبر شود

۱۳۹۳/۰۱/۱۶

مامور متهم در پرونده ستار بهشتی محاکمه می شود

تهران - ایرنا - دادگاه مامور پلیس فتا متهم در پرونده ستار بهشتی، روز سه شنبه (19 فروردین ماه) به اتهام قتل شبه عمد در شعبه 1057 دادگاه کارکنان دولت برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار حقوقی و قضایی ایرنا‏، پرونده ستار بهشتی توسط شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران برای رسیدگی به اتهام قتل شبه عمد مامور پلیس فتا به شعبه 1057 دادگاه کارکنان دولت ارسال شده است.

ستار بهشتی وبلاگ نویس ایرانی 9 آبان سال گذشته توسط پلیس فتا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد و سه روز پس از بازداشت یعنی 13 آبان ماه درگذشت.

پس از فوت ستار بهشتی با شکایت اولیا دم، پرونده ای با اتهام قتل عمد تشکیل شد، اما شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران، مرگ ستار بهشتی را قتل شبه عمد تشخیص داد که وکیل مدافع اولیای دم ستار بهشتی به این مساله اعتراض کرد و پرونده برای رفع اختلاف به شعبه 1057 دادگاه کیفری کارکنان دولت ارجاع شد.

پس از چند مرتبه رفت وآمد پرونده بین دادسرا و دادگاه، دادگاه مرگ ستار بهشتی را شبه عمد تشخیص و آن را به دادسرای جنایی ارجاع داد.

در نهایت، رسیدگی به پرونده ستار بهشتی با اتهام قتل عمد بسته شد و دادسرا از خانواده او خواست برای پیگیری اتهام قتل شبه عمد شکایت جدیدی ارایه کنند که اولیا دم ستار بهشتی در نامه ای به دادستانی تهران از این کار خودداری کردند.

به گفته «گیتی پورفاضل» وکیل مدافع اولیا دم ستار بهشتی، موکلانش در دادگاه رسیدگی به اتهام قتل شبه عمد مامور پلیس فتا در این پرونده شرکت نخواهند کرد.

وی اضافه کرد: البته دادگاه برای موکلانم احضاریه ارسال کرده و خواستار حضور آنان در جلسه دادرسی شده است.

وکیل مدافع اولیا دم ستار بهشتی گفت: اولیا دم ستار بهشتی معتقد به قتل عمد در این پرونده هستند و قتل شبه عمد را قبول ندارند.

پسر،پدر را چگونه می‌بیند!!!


فقط یکبار بخوانید
 
4 ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو میتونه انحام بده.
5 ساله که بودم فکر میکردم پدرم خیلی چیزها رو میدونه.
6 ساله که بودم فکر میکردم پدرم از همه پدرها با هوش تره.
...
8 ساله که شدم گفتم پدرم همه چیز رو ، هم نمیدونه.
10 ساله که شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملا فرق داشت.
12 ساله که شدم گفتم! خب طبیعیه ، پدرم هیچی در این مورد نمیدونه ... دیگه پیرتر از اونه که بچگی اش یادش بیاد.
14 ساله که بودم گفتم: زیاد حرفهای پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی قدیمیه.
18 ساله که شدم. وای خدای من بازم گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طوری بیخودی به آدم گیر مید. عجب روزگاریه.
21 ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مایوس کننده ای از رده خارجه
25 ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم. زیرا پدر چیزهای کمی درباره ی این موضوع میدونه زیاد با این قضیه سر و کار داشته.
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره ی این موضوع چیه هر چی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره.
40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد؟ چقدر عاقله، چقدر تجربه داره.
50 ساله که شدم حاظر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش درباره ی همه چیز حرف بزنم!
اما افسوس که قدرش را ندانستم خیلی چیزها میشد از او یاد گرفت.

 

 

 

 

 

 

 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نداشتن رابطه جنسی مفید است یا مضر؟

در زیر به فواید رابطه جنسی اشاره می شود:


۱- بهبود حس بویایی: پس از رابطه جنسی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش می یابد. این هورمون سبب می گردد تا سلول های بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند. (در دوران شیردهی نیز این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده می گردد)

۲- کاهش خطر بیماریهای قلبی: داشتن بیش از ۳ نوبت رابطه جنسی در طول هفته خطر ابتلا به بیماری های قلبی را درمردان به نصف کاهش می دهد. رابطه جنسی کلسترول بد خون را نیز کاهش می دهد.

۳- کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. یک رابطه جنسی پرحرارت ۲۰۰ کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل ۱۵ دقیقه دویدن بر روی دستگاه ترد میل (دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگیخته (از لحاظ جنسی) از ۷۰ بار در دقیقه به ۱۵۰ بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین رابطه جنسی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه می گردد.

پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید می باشد، که می تواند باعث افزایش متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.

۴- رابطه جنسی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون می شود: این هورمون باعث محکمتر شدن عضلات و استخوانها می گردد.

۵- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ جنسی فعال بوده و شریک جنسی آنان نیز از کاندوم استفاده نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی می باشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمون های زنانه می شود. منی مردان حاوی هورمون های استروژن و پروژسترون می باشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر می باشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسی بدون کاندوم) شادتر می باشند. (البته حاملگی ناخواسته و عدم ابتلا به بیماری های مقاربتی بایستی در اولویت باشد)

۶- تسکین درد: درست قبل از ارگاسم (اوج لذت جنسی) سطح هورمون اکسی توسین به ۵ برابر سطح نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح اندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را تسکین می دهد. رابطه جنسی باعث ترشح هورمون استروژن نیز می گردد که می تواند دردهای قاعدگی را کاهش دهد.

۷- سرماخوردگی کمتر: افرادی که ۱-۲ بار در هفته رابطه جنسی دارند، سطح پادتن ایمنوگلوبین A در بدن آنها ۳۰ درصد بیشتر می باشد. این امر باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می گردد.

۸- کنترل بهتر مثانه: رابطه جنسی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت عضلات مثانه می گردد.

۹- دندان های سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی ، کلسیم و دیگر مواد معدنی می باشد که از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند. همچنین آداب برقراری رابطه جنسی، دو شریک جنسی را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندان ها می کند.

۱۰- سلامت پروستات: برخی اورولوژیست ها به رابطه میان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای تولید مایع منی پروستات و کیسه منی موادی همچون روی، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون می گیرند و آنها را تا ۶۰۰ برابر تغلیظ می کنند. در این بین هر عامل سرطان زای موجود در خون نیز ممکن است به همراه این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد. رابطه جنسی و انزال مکرر می تواند از انباشته شدن عوامل سرطان زا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن رابطه جنسی با چندین شریک جنسی می تواند سرطان پروستات را در مردان تا ۴۰ درصد افزایش دهد. (به خاطر افزایش خطر ابتلا به بیماری های منتقله از راه جنسی)

۱۱- افراط در رابطه جنسی برای زنان بی خطر است: رابطه جنسی باعث سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان می گردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ، حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد

. زنان یائسه ای که از رابطه جنسی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی (تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمون هایی که زنان یائسه به آنها نیاز دارند، از طریق رابطه جنسی سالم با شوهرانشان قابل دریافت می باشد. (رابطه جنسی بدون کاندوم)

۱۲- اما افراط در رابطه جنسی می تواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در رابطه جنسی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان می تواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر می گردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد.

برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم (PRIAPISM) که در آن نعوظ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب می گردد.

۱۳- افزایش جریان خون: رابطه جنسی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را افزایش می دهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگان های بدن رسیده و مواد زاید نیز سریع تر از بدن دفع می گردند.

۱۴- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر در افرادی که ۲ بار در هفته به ارگاسم می رسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه می کنند.

۱۵- رابطه جنسی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان می گردد: این هورمون باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماری های قلبی نیز محافظت می کند.

۱۶- رابطه جنسی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین رابطه جنسی باعث بهبود کیفیت خواب می گردد.

۱۷- رابطه جنسی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه کسی را دارید که برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید ، از لحاظ احساسی و جسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید ، آنوقت ۳-۵ برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماری های گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن می باشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی بدن شما می شود.

۱۸- رابطه جنسی سالم و افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس زنان و مردان: این نکته در سلامت روان افراد (خصوصا مردان) می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد

شرمندتم ‌ای سرباز وطن،مرا ببخش،

شرمندتم ‌ای سرباز وطن،مرا ببخش،
 
 
 
 
شرمندتم ‌ای سرباز وطن،مرا ببخش،
 
برای آزادیت هر چه در توان داشتیم گذاشتیم ،
 
اما بی‌ثمر بود،
 
شرمنده مادر داغدارت،
 
شرمندهٔ همسر گریانت،
 
شرمندهٔ فرزند خردسا لت،
 
  • فرزند جمشید دانایی‌فر یک ماه پس از اسیر شدن پدر خود به دست "جیش العدل" به دنیا آمد
شرمندهٔ همرزمانت ،
 
شرمندهٔ همهٔ مردم ایران زمین،
 
و شرمندهٔ خود نیز هستیم، که هرچه تلاش کردیم بی‌ ثمر بود،
 
ما به تو افتخار می‌کنیم، تو جان را برای دفاع از خاک ما دادی،
 
بگذار تاریخ برایت قضاوت کند،
 
بگذار منو ما به حالت بگرییم،و بدان که هرگز فراموشت نخواهیم کرد ،
 
بگذار با خونت تمام بلوچستان را آبیاری کنند،
 
چه بگویم به جلادانت، چون که آنها از انسانیت چیزی ندیده‌اند،
 
و بدان که سر بی‌ گناه بالای دار میرود ،اما خون بی‌ گناه هرگز پایمال نمی‌شود ،
 

 
 
 

۱۳۹۳/۰۱/۱۵

گریه و خنده...

آسمان



ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪ
ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻨﺪﯾد
ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺯﻣﯿﻦﺧﻨﺪﯾﺪ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩ
ﺍﻣﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﯾد
ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻨﺪﺩ!!
ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﻮﺩ
ﻣﺎ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ
ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﻢ

پاییز رفت و من و تو..........

آخر پاییز شد،

 
آخر پاییز شد،
همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

اما تو امشب،
بشمار، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...
بشمار،تعداد لبخند هایی که بر لب ها نشاندی ...
بشمار، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...

فصل زردی بود، تو چقدر سبز بودی ؟!

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم...

شعر زیبا ازفاضل نظری

شعر زیبا ازفاضل نظری

از باغ مي برند چراغانيت کنند

تا کاج جشنهاي زمستانيت کنند

پوشانده اند روي تو را ابرهاي تار

تنها به اين بهانه که بارانيت کنند

يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند که زندانيت کنند

اي گل گمان مبر به شب جشن مي روي

شايد به خاک مرده اي ارزانيت کنند

يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس که شيطانيت کنند

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

شايد بهانه ايست که قربانيت کنند




مادر



 
بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.
اما زمان تولد ، یک زن تا 57 واحد درد را احساس میکنه
 
این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
 
مادرتون رو دوست داشته باشید ...

  
 




 
  
 

حکایت

حکایت

 

عارفی شبی نماز همی کرد. آوازی شنید که:

ای شیخ خواهی از آنچه از تو می دانم

با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟

عارف جواب داد: بارخدایا خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم

و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟

آواز بر آمد : نه از تو, نه از من

تولد انسان روشن شدن کبریتی است

تولد انسان روشن شدن کبریتی است
 
 
 
تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و
 مرگش خاموشی آن!
بنگر در این فاصله چه کردی؟!!
گرما بخشیدی...؟!
یا
 سوزاندی...؟! 

شرمندتم،عزیز ..........

گاهی وقتا باید دردت بیاد تا بفهمی درد چیه!!!!
 
 
ببخش که صدای گریه هایت را نمیشنویم...
 

گوشمان از قیمت دلار و ماشین و ویلا پر شده...

۱۳۹۳/۰۱/۱۴

شغل‌هایی که فراموش شده‌اند +تصاویر

بازار خبر: در سال های جدید اقتصاددانان چنین پیش بینی کرده اند که در آینده ای نه چندان دور روبات ها جای شغل هایی مانند بازاریابی از راه دور ، حسابداری و مسئولین فروش را خواهند گرفت.
بیل گیتس نیز در جدیدترین صحبت های خود به این موضوع اشاره کرده است که ربات های نرم افزاری رفته رفته شغل های بیشتری را در دست خواهند گرفت.
این اولین باری نیست که تغییرات بزرگ باعث از بین رفتن بسیاری از شغل ها می شود. در سال های گذشته نیز با به وجود آمدن انقلاب صنعتی بسیاری از شغل ها و کسب و کارهایی که در آن سالها وجود داشتند نیز به ورطه فراموشی سپرده شدند.
در ادامه با نگاهی به آمار سازمان کار به شغل هایی که در سال های گذشته در گوشه و کنار دنیا وجود داشتند و امروزه دیگر وجود ندارند اشاره خواهیم کرد.
کامپیوتر
شاید جالب باشد بدانید که کامپیوتر در گذشته یک عنوان شغلی بوده که معمولا زنان در آن فعالیت داشته اند و وظیفه آنها محاسبات آماری و تهیه و تنظیم ارقام و اطلاعات بوده است.
اخبار ,اخبار گوناگون ,کامپیوتر

روزنامه خوان
برای سرگرم کردن و مناسب تر کردن محیط کار برای کارگران کارخانه ها شخصی به عنوان روزنامه خوان مسئول خواندن بلند اخبار روزنامه ها برای کارگران بوده است.
اخبار ,اخبار گوناگون ,روزنامه خوان

شیرفروش
در گذشته که یخچال های خانگی وجود نداشت افرادی مسئول رساندن شیر تازه به صورت روزانه به درب منازل بودند . با پیدایش یخچال های خانگی این شغل نیز از بین رفت.
اخبار ,اخبار گوناگون ,شیرفروش
پاک‌کننده‌های دودکش
در گذشته افرادی مسئول تمیز کردن دودکش خانه ها پس از فصل سرما به دلیل دوده انباشته شده به علت سوختن ذغال سنگ.
اخبار ,اخبار گوناگون ,پاک‌کننده‌های دودکش

داگرئو تایپرها
سال ها قبل از اختراع سیستم های نوین عکاسی و ظهور عکس افرادی بودند که با دادن نجار یُد به صفحات نقره ای قرار دادن آنها درون دوربین عکاسی تصاویری با ماندگاری طولانی ایجاد می کردند. به این افراد داگرئوتایپر می گفتند.
اخبار ,اخبار گوناگون ,داگرئو تایپرها

موش گیرها؛
وظیفه این افراد به دام انداختن و از بین بردن موش های ناقل بیماری بود که زمانی به تعداد زیاد در شبکه های فاضلاب شهری زندگی می کردند.
اخبار ,اخبار گوناگون ,موش گیرها

سنگ پران
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که قبل از به وجود آمدن ساعت هایی که زنگ هشدار داشتند مردم چگونه صبح در ساعت معینی از خواب بیدار می شدند؟ مردم شخصی را به عنوان سنگ پران استخدام می کردند تا در یک ساعت مشخص سنگی ریز را به وسیله لوله های نازک به شیشه پنجره آنها پرتاب کند تا بیدار شوند.
اخبار ,اخبار گوناگون ,سنگ پران

عکس: نخستین سوتی شهرداری تهران در سال 93

پیام شهرداری تهران برای «شهرندان» گرامی که در میدان ساحل، واقع در انتهای اتوبان همت غرب نصب شده است.

۱۳۹۳/۰۱/۱۲

به یاد هنرمندی که مجسمه‌هایش را شکستند

 





علی اکبر صنعتی سرانجام در 13 فروردین ماه سال 1385 از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
13  فروردین ماه، سال‌روز درگذشت علی‌اکبر صنعتی، نقاش و مجسمه‌ساز معروف ایرانی است. او تنها هنرمندی است که دو موزه درایران به نامش ثبت شده است.                                                                         به گزارش خبرنگار بخش تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزی که علی‌اکبر صنعتی‌زاده –موسس پرورشگاه کرمان- نام خانوادگی خود را روی کودک فقیری که همنام خود بود می‌گذاشت، شاید هرگز تصور نمی‌کرد این کودک در آینده به یکی از معروف‌ترین هنرمندان ایران تبدیل شود. علی‌اکبر صنعتی، هنرمند نقاش و مجسمه‌ساز، در سال 1295 در کرمان متولد شد. وقتی شش ماهه بود، پدرش را که به بیماری طاعون مبتلا بود، از دست داد و مادرش که توانایی تامین مخارج زندگی او را نداشت، علی‌اکبر را به پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد.                                                                       
آشنایی صنعتی با هنر نقاشی کمال‌الملک او را وارد دنیای تازه‌ای کرد. مدیر پرورشگاه با دیدن علاقه و استعداد او در هنر، موجبات ورود او به این عرصه را فراهم کرد. صنعتی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در کرمان گذراند و سپس به تهران رفت و دوره‌های تخصصی مجسمه‌سازی و نقاشی را در مدرسه صنایع مستظرفه که در آن سال‌ها به همت کمال‌الملک تاسیس شده بود، نزد استادانی چون طاهرزاده، بهزاد (مینیاتوریست)، ابوالحسن صدیقی (مجسمه‌ساز) و استاد حیدریان گذراند.

صنعتی پس از 12 سال موفق شد دانشنامه لیسانس خود را در هنر نقاشی اخذ کند. او در بازگشت به کرمان به تعلیم هنرش به کودکان همان پرورشگاهی پرداخت که روزگاری خود در آنجا زندگی کرده بود.

علی‌اکبر صنعتی در طول مدت فعالیت هنری خود بیش از 400 مجسمه و 2000 تابلوی رنگ روغن و آبرنگ خلق کرد. این آثار علاوه بر موزه‌های کرمان و تهران در مجموعه‌ها و موزه‌های مختلف داخل و خارج از کشور نگه‌داری می‌شوند.




اثر استاد علی‌اکبر صنعتی

موزه هنرهای معاصر صنعتی کرمان که 40 سال محل نگه‌داری کودکان بی‌سرپرست بود، در سال 1356 افتتاح شد و آثار علی‌اکبر صنعتی و هنرمندان دیگر چون سهراب سپهری در آن به نمایش گذاشته شد.

موزه صنعتی تهران نیز در سال 1325 بنا شد و هم‌اکنون متولی آن سازمان هلال احمر است. ساخت بنای این موزه همزمان با احداث میدان توپخانه در سال 1284 هجری قمری به‌ دستور میرزا تقی‌خان امیرکبیر آغاز شد. طبقه‌ی نخست این بنا در دوره‌ی رضاشاه، اصطبل و طبقه‌ی دوم آن هم مکان استراحت او بوده است. در آن زمان استاد علی‌اکبر صنعتی توانست از این ساختمان به‌عنوان کارگاه و بعدها به‌عنوان محلی برای نصب آثارش استفاده کند. به این ترتیب، این ساختمان به موزه تبدیل شد و بعد از انقلاب نیز به جمعیت هلال‌ احمر ایران تحویل داده شد.

بعد از آن، به ‌مرور مردم برای دیدن آثار موزه به این بنا آمدند، اما از اوایل سال 1385 حرف و حدیث‌هایی درباره‌ وضعیت نابسامان این بنا و در معرض خطر بودن آثار موجود در آن شنیده شد، ‌در طول این سال‌ها بنا به درخواست هنرمندان مجسمه‌ساز، چندبار موزه برای مدت کوتاهی بازگشایی و دوباره بسته شد.

این موزه از چند سال پیش تعطیل شده است. مسوولان هلال احمر دلیل تعطیل شدن موزه را مرمت آن اعلام کردند، اما رفته رفته موزه متروکه و به محل تجمع معتادان و دستفروشان تبدیل شد. این اتفاق باعث شده است آثار استاد صنعتی در معرض نابودی قرار بگیرد و اعتراض خانواده ایشان را در پی داشته باشد.




وضعیت نامناسب موزه‌ی استاد علی‌اکبر صنعتی

چندی پیش جمال کامیاب، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران، در سخنانی گفته بود از آنجا که جامعه‌ هنری و خانواده استاد صنعتی نگران وضعیت این موزه هستند، در جلسات هماهنگی با مسئولان جمعیت هلال احمر، این سازمان برای چندمین بار آمادگی خود را برای بازسازی و احیاء موزه علی اکبر صنعتی اعلام کرده است. در این جلسات مقرر شد پس از انعقاد تفاهم‌نامه همکاری بین این سازمان، جمعیت هلال احمر و اداره میراث فرهنگی، ساماندهی، بازسازی و احیاء این موزه آغاز شود.

موزه دیگر این هنرمند که در سال 1330 در خیابان کالج دایر شده بود، بعدها به میدان راه‌آهن منتقل شد که در سال 1332 اراذل و اوباش بخشی از آثار این موزه را تخریب کردند. در این حمله مجسمه «شام آخر» که از معروف‌ترین آثار استاد صنعتی بود، از بین رفت. از دیگر اتفاقات تلخ زندگی این هنرمند، شکستن برخی از مجسمه‌هایش در ماجرای کودتای 28 مرداد بود.

از معروف‌ترین مجسمه‌های او می‌توان به «نبرد دو گاو با پلنگ»، «مرد زندانی»، «زن بینوا»، «استاد کمال الملک»، «مهاتما گاندی»، «سوته دلان»، «سرمازدگان بی‌خانمان»، «حکیم ابوالقاسم فردوسی»، «کودکان یتیم»، «شام آخر»، «استاد علی‌اکبر دهخدا»، «زندانیان دربند» و «صحنه قتل میرزا تقی‌خان امیرکبیر در حمام فین» اشاره کرد.

با اینکه بسیاری از مردم علی‌اکبر صنعتی را با مجسمه‌هایش می‌شناسند، اما این هنرمند تاثیر مهمی بر تکنیک آبرنگ در هنر نقاشی گذاشت. او با تحولی که در این زمینه ایجاد کرد باعث شد کارهایش در حد یک مکتب مورد توجه قرار بگیرند.

از تابلوهای آبرنگ او می‌توان «آقا سید حسن»، «شوق پرواز»، «یک جهان رنگ و نقش»، «شبان و موسی»، «می‌شود دوست داشت»، «زندگی در مرداب»، «اسب تنها در دشت»، «عاشقان گل»، «آن یادها که رفت»، «سپیده‌دم دهکده»، «یاد ایام کودکی»، «باغ بی‌حصار»، «پناه»، «جمعه سبز» و ... را نام برد.

از علی اکبر صنعتی در سال 1379 به عنوان منتخب فرهنگستان هنر در بزرگداشت نام‌آوران تجلیل شد. این هنرمند که از چند سال پیش از مرگش به دلیل سکته مغزی و عارضه ریوی در بستر بیماری بود، سرانجام در 13 فروردین ماه سال 1385 از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

ازدواج نمادین پدر با دختر برای حفظ بکارت!

نشریه دیلی میل منتشر کرد:

سنت عجیب مسیحی؛ ازدواج نمادین پدر با دختر برای حفظ

 

بکارت! 

در این مراسم کامل ازدواج دختران با پدرانشان که نماینده ی خداوند(!) محسوب می شوند، برای حفظ بکارت تا ازدواج در سن بزرگسالی در آمریکا رایج شده است.
  نشریه بریتانیایی دیلی میل در گزارشی بی سابقه از دختر بچه های آمریکایی که با  پدرانشان جشن ازدواج نمادین برگزار می کنند! خبر داده است.

در این مراسم کامل ازدواج دختران با پدرانشان که نماینده ی خداوند(!) محسوب می شوند، برای حفظ بکارت تا ازدواج در سن بزرگسالی در آمریکا رایج شده است.

«جشن معصومیت - که در آن دخترها سوگند یاد می کنند که تا روز ازدواجشان عصمتشان را حفظ کنند، به طور نمادین به ازدواج خداوند درمی آیند و به پدرشان قول می دهند که تا زمانی که همسر کسی نشده اند، باکره باقی بمانند - به پدیده ای در امریکا بدل شده است و در حال حاضر در 48 ایالت از 50 ایالت برگزار می شود.

این جشن، شبیه یک مراسم ازدواج مجلل است که در آن دختران حدودن 12 ساله، لباس های سفید بر تن می کنند و با پدرانشان که قول می دهند از عفتشان دفاع کنند، می رقصند.

در طول این مراسم، پدران حلقه های عصمت به دخترشان هدیه می دهند، که آن ها  را به نشانه ی تعهد به بکارت برانگشت می کنند.
از نظر این جنبش، عصمت به معنی پرهیز از هرگونه تماس جنسی - حتی بوسه - تا بعد از ازدواج است.»